روز چهارشنبه 18 شهريور ماه ساعت 17 در خيابان سعدي،
خيابان هدايت، پلاك 149 مقدم ياران
آيتالله طالقاني را گرامي ميداريم.
در حالي كه مراسم سالگرد آيت الله طالقاني در حسينيه ارشاد لغو شد، مراسم ديگري از سوي خانواده وي برگزار مي شود.
ازآنجايي كه خانواده آيت الله طالقاني طبق سنوات گذشته،
امسال نتوانسته است مراسم بزرگداشت سيامين سالگرد درگذشتآن مرحوم را در
حسينيه ارشاد برگزار كند، لذا روز چهارشنبه 18 شهريور ماه ساعت 17 در
خيابان سعدي، خيابان هدايت، پلاك 149 جهت تلاوت قرآن كريم مقدم دوستان و
ياران آيتالله طالقاني را گرامي ميداريم.
+
نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 18:1  توسط زن ایرانی
|
مراسم سی امین سال درگذشت آیتالله طالقانی، چهارشنبه عصر ساعت 4:30 در
حسینیه ارشاد برگزار میشود. داماد آیتالله طالقانی در گفتوگو با ایلنا،
با اعلام این خبر از عموم مردم برای شرکت در این مراسم دعوت کرد.دوستان بالاترینی جهت اطلاع بیشتر هموطنان لطفا خبر این مراسم را به موضوعات داغ اضافه کنید
+
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 15:2  توسط زن ایرانی
|

این جشن از رسوم دیرینه ایرانیان است ولی چون در ایران پیش هفته نبود در شب معینی از سال که با احتمال آغاز گهنبار همسپتمدم بوده آتش افروزی میکردند.
جشن سوری پایان زمستان بزرگ را اعلام میدارد و روزگار را برای استقبال از بهار تابناک آماده می سازد پس از اسلام نیز این سنت بزرگ همچنان پایدار ماندو از آن پس پس مراسم چشن سوری به عنوان چهارشنبه سوری در سرتاسر ایران زمین برگزار گردید .
این جشن بزرگ حتی در قسمتهای تجریه شده وطن ما هم برگزار می شود .هنوز مردم ایران پرست قفقاز شب چهارشنبه آخر سال هفت توده هیمه وخار گرد می آورند و آنها را آتش زده و از روی آنان می پرند .
آری هزار سال است که این آتش در آغاز آمگاه فروزان میگردد و سینه تاریکی را میشکافد و پیر و جوان و زن و مرد از روی آن میپرند و شادی میکنند
دکتر کورش نيکنام موبد زرتشتی و پژوهشگر در آداب و سنن ايران باستان، میگوید برای ما سال ۳۶۰ روز بوده با ۵ روز اضافه ( يا هر چهار سال ۶ روز اضافه ). ما در اين پنج روز آتش روشن می کرديم تا روح نياکانمان را به خانه هايمان دعوت کنيم."
"بنابراين، اين آتش چهارشنبه سوری بازمانده آن آتش افروزی ۵ روز آخر سال در ايران باستان است و زرتشتيان به احتمال زياد برای اينکه اين سنت از بين نرود، نحسی چهارشنبه را بهانه کردند و اين جشن را با اعتقاد اعراب منطبق کردند و شد چهارشنبه سوری."
گرد آوردن بوته، گيراندن و پريدن از روی آن و گفتن عبارت "زردی من از تو، سرخی تو از من" شايد مهمترين اصل شب چهارشنبه سوری است. هر چند که در سالهای اخير متاسفانه اين رسم شيرين جايش را به ترقه بازی و استفاده از مواد محترقه و منفجره خطرناک داده است.
در ايران رسم است كه پيش از پريدن آفتاب، هر خانواده بوته هاي خار و گزني را كه از پيش فراهم كرده اند روي بام يا زمين حياط خانه و يا در گذرگاه كپه مي كنند. با غروب آفتاب و نيم تاريك شدن آسمان، زن و مرد و پير و جوان گرد هم جمع مي شوند و بوته ها را آتش مي زنند. در اين هنگام از بزرگ تا كوچك هر كدام سه بار از روي بوته هاي افروخته مي پرند، تا مگر ضعف و زردي ناشي از بيماري و غم و محنت را از خود بزدايند و سلامت و سرخي و شادي به هستي خود بخشند.
+
نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 23:18  توسط زن ایرانی
|
ايرانيان و ارمنيان از روزگاران دور تا امروز در كنار هم زيسته اند و بر زبان، فرهنگ و سنت هاي هم تاثير گذاشته اند.
هيچ قوم و به اندازه ارمنيان با ايرانيان نزديك نبوده اند. سرزمين ارمنستان، بخشی سرزمين ايران بزرگ است.
ارانيان و ارمنيان هر دو از نژاد آريايي هستند كه در زمان هاي دور، از نخستين خاستگاه اقوام آريايي، به سوي ايران و ارمنستان كنوني حركت كرده اند.
زبان ارمني يكي از زبان هاي مستقل آريايي است كه با زبان فارسي پيوندي ناگسستني دارد.
به راستي ملت ارمني يکي از پربار ترين وکامل ترين ادبيات جهان رادر اختيار دارند.فرهنگ زبان وادبياتي که با فرهنگ زبان وادبيات ايران زمين اين سرزمين آريايي در آميخته و يکي از زيباترين ادبيات جهان را آفريده .
+
نوشته شده در شنبه نهم شهریور 1387ساعت 18:18  توسط زن ایرانی
|
سرزمین کنونی ایران تنها بخشی از ناحیه یی است که در تاریخ با نامهای ایرانزمین و یا ایرانشهر و در جغرافیا با نام فلات ایرن شناسانیده میشود. فلات ایران یک اصطلاح عینی ی ِجغرافیایی است که شامل سرزمینهای گسترده یی میباشد. این فلات از سوی ِمغرب به فلات آناتولی و از شرق به فلات پامیر کران میشود. همچنین از سوی شمال به دریای مازندران ( دریاچه قزوین) و از سوی ِنیمروز به دریای پارس ، از خاوران ( شرق) به کوهستانهای هندوکش و رودخانه سند و از غرب به میانرودان و رود دجله ( تیگره یا اروند) و از شمالشرق به آمودریا و از طرف شمال به ماوراقفقاز منتهی میگردد. در درازای تاریخ ،هرگاه که در کشور، حکومت نیرومند و توانمندی بوده ،بیشترینه ی ِاین سرزمینها در زیر درفش ایران اداره میشده. ولی هرگاه بر اثر بی لیاقتی هیئت حاکمه و یا یورش دشمنان ایرانزمین ، قدرت حاکمیت به تحلیل رفته ،سرزمینهای ایرانی نشین نیز پراکنده شده اند. ولی هیچگاه این جدایی موجبات گسستن پیوندهای قلبی میان ایرانیان نبوده است.* همانگونه آگاهید طی دویست سال گذشته ضمن قرارنامه های استعماری بخش بزرگی از سرزمین ایرانیان به اسارت بیگانگان درآمده و یا از ایران مرکزی به دور مانده. ایالات قفقاز و آران و شروان طی قراردادهای تحمیلی گلستان و تورکمنچای ، سرزمین افغان در طی قرارداد شوم پاریس و سرزمین فرارود ( ماوراء النهر) با قرار داد آخال و کردستانات هنگام جنگهای ایران و عثمانی از مام میهن جدا گشتند. .
+
نوشته شده در یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 22:27  توسط زن ایرانی
|
افغانستان بخشی از سرزمین هایی است که به لحاظ تاریخی و فرهنگی در گستره سرزمین های ایران بزرگ قرار گرفته و به تدریج در پی سیاست های مکارانه انگلستان از ایران جدا گردید
سرزمینی که اکنون ما آن را «افغانستان»، می نامیم، دارای تاریخ کهن می باشدکه در تاريخ فرهنگ جهاني براي خودش جايگاه خاص دارد ، جامعه بشري بر وجودش افتخار ميکند، به گهواره تمدنها وفرهنگها شهرت جهاني دارد وسابقه فرهنگي اش به هزاره ها وسده ها برميگردد.
افغانستان، كه داراي فرهنگ و تمدن كهنسال، غني و ريشه دار است، از قديم مهد اساطير ديني و ميهني بوده و محل پيدايش يا رشد و گسترش بسياري از شخصیت های كهن می باشد.
این سرزمین بخش مهمی از خراسان بزرگ بود خاستگاه بسیاری از ابر مردان فرهنگ ایران بود. ريشه هاي مشترك فرهنگي تاريخي ايران و افغانستان بقدری زیاد است که هیچگاه این دو سرزمین را از هم جدا نمی سازد
ما دو ملت جدا ناپذیر ، با اندیشه های مشترک ، زبان مشترک ، خطی مشترک و دردی مشترک هستیم ، هر دو ملت قربانی سیاست شده ایم ، این مشترکات باعث می شود ، تا وقتی در کنار یک افغانی هستیم گمان نکنیم که در کنار غریبه ای هستیم ، زیرا فرهنگ افعانی فرهنگ من شما است فرهنگ هر ایرانی ایست و آن را دوست میداریم .
به امید روزی که این سرزمین های از دست رفته همچون کودکی به اعوش مادر باز گردند . بازگردند تا حکومتی قدرتمند را تشکیل دهند. حکومتی بزرگ برای ایران بزرگ.
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 17:31  توسط زن ایرانی
|
کاسپين، از نام قوم باستانی ساکن در حاشيه جنوبی اين دريا (درياچه) گرفته شده است که کاسپی ناميده میشدند. مردمانی شجاع و قوی هيکلی که دارای موهای روشن و چشمان آبی و سبز بودند.
ما ايرانیها، در اقدامی عجيب، نام يک قوم وحشی غيرايرانی را بر درياچه کاسپين میگذاريم و حتا کار بدانجا میکشد که خيلیها با شنيدن نام «کاسپين» تصور میکنند که واژهای انگليسی میشنوند!
قوم "کاسپین" یکی از اقوام باستانی آریایی می باشد که در هزاره های دوم و یکم پیش از میلاد در نیمه شمالی ایران حضور داشته است.نام شهرهایی مانند "قزوین" و "کاشان" برگرفته از نام قوم کاسپین می باشد.این در حالی است که قوم وحشی و ترک تبار "خزر" هزاران سال پس از قوم کاشی و در سده های 6 و 7 میلادی آنهم در گوشه شمال غربی دریای کاسپین ظهور نموده است.جالب اینجاست که جمهوری اسلامی حاضر می شود تا نام این قوم وحشی ترک تبار یهودی مذهب را بر دریای ایرانی کاسپین بگذارد!
نام خزر كه روى اين دريا گذاشته شده از قوم خزر گرفته شده است كه در آغاز مردمى كوچنده از دشت قبچاق آسياى مركزى بودند و كم كم در كرانه شمالى درياى خزر و جنوب روسيه و شمال قفقاز تا حدود دربند سكونت يافتند و به سوى سرزمين هاى غربى تا منطقه اوكراين و فراتر از آن هم رو به گسترش نهادند. آنان بارها قسمت هاى عمده قفقاز و سرزمين هاى متعلق به ايران را مورد تاخت و تاز قرار مى دادند.
طرح تعویض دریای کاسپین یا دریای قزوین یا دریای مازندران به دریای خزر یک طرح ضد ملی و نشانه خیانت و نادیده گرفتن منافع ملی ایران توسط کاربدستان کنونی است این طرح ننگین در پیشگاه ملت ایران محکوم است ملت ایران چنین ذلتی را از طرف حکام نمیپذیرد این نشانه ضعف و زبونی و عدم اقتدار لازم از طرف مستولی شدگان است
این طرح همانند همه طرحهای خیانتارانه در طول تاریخ این کهن غنی و دارینه محکوم است
+
نوشته شده در شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 0:33  توسط زن ایرانی
|
در این دنیای پهناور و کهن هر زمان که ایران و ایرانی قدرتمند بوده است بسیار با سعادت و سرافرازبوده است و در هیچ کجای تاریخش یاد ندارد که بی دلیل به کشوری بیگانه یا دور دست حمله کند و آنجا را مورد تاخت و تاز و کشتار قرار دهد . هیچگاه قدرتش باعث سواستفاده برای تجاوز به کشورهای دیگر نشده است . دقیقا عکس این قضیه نیز برای ایران ما صادق است . هرزگاهی که حکومتهای نالایق بر روی کار آمده اند و منافع شخصی را بر منافع ملی ترجیح دادند سایه شوم توطئه بیگانگان , انحطاط و تجاوز های پی در پی به ایران را شاهد بوده ایم . آن زمانهایی که انوشیروان دادگر , کوروش بزرگ , داریوش بزرگ , اسماعیل سامانی , شاه عباس کبیر صفوی , نادرشاه افشار و دیگر میهن پرستان ایران بر مسند قدرت نشستند ایران و ایرانی سرافراز در جهان رخ نمایی کرده است . اینک بحث بر سر جزیره ایرانی بحرین است . سرزمینی که از دیرباز بخشی از ایران ما بوده است . از آنجایی که استعمار پیر انگلستان و روس بی درنگ سایه شومش بر ایران اهورایی ما رخ نمایی کرده است بحرین این جزیره ایرانی را با هزاران توطئه و فریب از بدنه ایران ما جدا کردند . اینک بخشهایی از آنچه که ما به عنوان دلایل مستند و منطقی جهت اثبات هویت ملی ایرانی بحرین می شناسیم بیان میکنیم . بحرین در زمان نخست وزیری هویدا در حکومت شاهنشاهی پهلوی با توطئه گسترده انگلستان از ایران جدا شد . البته گفته می شود با پا درمیانی اعضای حزب نهضت پان ایرانیست در مجلس شورای ملی این امر به صورت قانون رسمی تصویب نشد که این به منزله غیر مردمی بودن این حرکت است . انگلستان با دهها نامه و اعتراض به سازمانهای بین المللی ایران را اشغالگر بحرین نامیده بود . پادشاه ایران که توسط عوامل بی مسئولیت و فاسد اطرافش فریب خورده بود راضی به برگزاری رفراندومی در بحرین می شود که نهایت نتیجه رفراندوم به سود انگلستان شد . رفراندومی سراسر دروغ و فریب کاری تا انگلستان به ثروت های بیکران و موقعیت ژئوپولتیک این منطقه همیشه ایرانی دست پیدا کند . ولی بدون شک اگر همان روزگار پاسخی کوبنده بر این استعمارگران داده می شد امروز هرگز شاهد جعل نام خلیج فارس به خلیج تازیان نبودیم , هرگز شاهد ادعاهای مضحک مالکیت اعراب بادیه نشین بر جزایر سه گانه ایران نبودیم , هرگز شاهد ادعای مالکیت دانشمندان ایرانی به نام بزرگان عرب نبودیم . . . و حتی شاید اگر برخوردی شدید و بنیادین از سوی دولت ایران برای جدا شدن کردن بحرین از کشورمان داده می شد شاید ما هرگز شاهد 8 سال جنگ تحمیلی برای بدست آوردن سرزمین آریایی خوزستان و نفت آن توسط عراق نبودیم . بدون شک تجزیه یک قسمت از خاک ایران حتی کوچترین عضو آن که بحرین بوده است متاسفانه میتواند بزرگترین دست آویز برای دشمنان سرزمین اهورایی ما باشد . بحرین ایران که در سال 1336 رسما توسط دولت وقت ایران استان چهاردهم این سرزمین معرفی شده بود با هزاران نیرنگ پلید توسط انگلستان پیر شوم استعمار تصرف شد . شاید نام استقلال بر خاکهای ایران گذاشته باشند ولی هیچ شهری که از ایران تجزیه شد امروز هیچ برای گفتن در جهان ندارد و ثروتهای بیکرانش توسط بیگانگان به یغما می رود . مانند نفت کردستان عراق – نفت و مروارید بحرین , نفت جمهوری آذربایجان – ترکمستان و . . . پس باید ما بدرجه ای از فهم و درک برسیم که این فتنه های بیگانه را که در لوای آزادی و دموکراسی و استقلال به شهرهای ایران می دهند را خاموش کنیم .. پس وظیفه ملی و میهنی ماست که برای پیوستن دوباره آنان از هیچ تلاشی دریغ نکنیم زیرا در غیر این صورت بیگانگان در جهت عکس آن بهره خواهند برد . این امری در موقیعت کنونی ایران بسیار ضروری به نظر می رسد
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 1:12  توسط زن ایرانی
|
کشور دیگری هم هست که به تاریخ ایران باستان می بالد! این ها تنها مردمانی هستند که در کنار ما به کوروش افتخار می کنند. تنها کسانی هستند که در کنار ما برای فرزندانشان تاریخ باستان ایران را تعریف می کنند. تنها کسانی هستند که با افتخار سرود آریا را می خوانند. تنها تفاوتشان این است که زمانی که مذهب اکثریت ایرانیان تغییر یافت، در قلمرو صفویان نبودند که مذهبشان تغییر یابد.
سه کشور افغانستان و ایران و تاجیکستان که حوزه تمدنی ایران کبیر را تشکیل می دهند. جای تاسف این است که مردم کشوری مانند ایران که مهد تمدن و بزرگی هستند کوچکترین معلوماتی درباره کشورهای حول و حوش خود ندارند. از ایرانی ها انتظار دارم که بدانند زبان اصلی تاجیکستان فارسی است..
مردم اين کشور توانسته اند جشن نوروز را به عنوان بخشی از فرهنگ و ميراث نياکان خود تا به امروز حفظ کند. تجليل نوروز که در تاريخ مردمان آريايی سابقه چند هزار ساله دارد، برای مردم تاجيکستان، يک جشن ملی و سنتی محسوب می شود
ایرانی هرگاه به هم می رسند از گذشته حرف می زنند از تاریخ با شکوه باستان از فرهنگ و زبان پارسی از کوروش، داریوش، فردوسی، زرتشت و حافظ و خیام و ابن سینا و صدها حاکم، شاعر فیلسوف و دانشمند که میراث گران بهای مشترک همه ایرانیان است امروز تاجیک ها از ایرانی ها ایرانی ترند باید اعتراف کرد که تاجیکستان بخش بزرگی از شکوه و افتخار ایران است.
امروز نیز جشن های ملی ایرانیان باستان همچنان در تاجیکستان گرامی داشته می شود چهارشنبه سوری، عید نوروز و سیزده بدر از مهمترین این جشن ها هستند که با شکوه فراوان در این جمهوری هفت میلیون نفری برگزار می شود تاجیک ها جشن مهرگان و سده و سایر اعیاد ایرانی را که در ایران به بوته فراموشی سپرده شده است را با شکوه فراوان پاس می دارند.
+
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 15:25  توسط زن ایرانی
|
سلام
من از امروز میخوام اینجا مطلب بنویسم می خوام از تاریخ کشورم بنویسم.وظیفه ملی و میهنی خودم می دونم که از تاریخ کشورم بنویسم امیدوارم که کمکم کنید
اینجا می خوام از شهر های از دست رفته بنویسم امیدوارم با این اقدامات قدمی در راه شناخت کشور خودمون كه همون وظیفه ملی و میهنی تك تك افراد جامعه است، برداشته باشیم و امیدواریم كه بتوانیم پاسخگوی خواسته های شما عزیزان باشم.
+
نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 16:41  توسط زن ایرانی
|